تبليغاتX
سموئیل

سموئیل
دلنوشته های یک منتقد
قالب وبلاگ

خواب رفتن

یادم آمد که سخن ها دارم

گله ها از قلم و جان دارم

یادم آمد که شبی تار شده

برف و بوران و هوا سرد شده

نم نم غصه و غم بار شده

اشک و شب شاکی ایام شده

یادم آمد که دگر یاد کنم

از اسارات که تکرار شده

از اسارات به در اردوگاه

تا اسارات که دنیا شده

فکرم این است که تنها هستم

هیچ امیدی نبود در دستم

گشنه و تشنه و سرما زده ام

راه چاره نبود دردستم

فقط این است که گر خواب روم

مرگ قطعی بود، از یاد روم

گرچه ابیات حقیر وزن و قافیه مناسب را ندارد ولی فکر می کنم که مفهومی هرچند ناقص را بیان می کند.

گرچه دیگر دل خوشی از قلم زدن ندارم و دوستان نادان و دشمنان مکار و حیله گر دوست نما امید را بر اصلاح بسته اند اما قلمداد حقیر از وضع موجود جامعه این است که ما به مثابه شخصی هستیم که تنها در یک شب سرد و برفی در جاده ای که عبور و مروری نیست و گرسنه و در حال به خواب رفتن هستیم و هیچ راه رفت و یا برگشتی هم نداریم و اگر از ماشین پیاده شویم ممکن است که گرفتار گرگان بیابان شویم، ولی با همه این مشکلات و اوصاف فقط این را فهمیده ام که اگر نتوانیم مقاومت کنیم و هرچند که حق و نیاز به خواب رفتن داریم بخوابیم، در این سرما و گرسنگی و بارش برف و بوران به خواب رفتن مساوی است با مرگ و دیگر هیچ.......

 

[ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 11:10 ] [ مهدی اکبرآبادی ] [ ]


این پست تیتر ندارد

3. واقعا حضرات اصولگرا -شما بخوانید سوسولگرا- از هر نوع و جبهه ای روی اصلاح طلبان فلک زده را سفید کرده اند. به گَند کشیده اند سیاست را؛ حضرات مدعی اخلاق و اصول را می گویم...مانده ام روزی که پرده از چهره حضرات اصول نمای ریاکار برافتد مردم دیگر بعد از رویگردانی از اصلاح طلبان، به چه کسی اعتماد می کنند...خدا به مردم صبر عنایت کند که گندکاری های شما را در سیاست می بینند و تنها به خاطر انقلاب تحمل می کنند...خدا می داند چه می کشد امام مظلوممان از این قوم ولایت نما...


4. در این گیرودار سیاست بازی های به اصطلاح اصولگرایان؛ مجلس و دولت هم مانند ... به جان هم افتاده اند و این وسط تنها مردم هستند که باید تقاص دعواهای آقایان را بدهند. تحریم ها، گرانی، بی اعتمادی مردم نسبت به مسئولین، تحرکات جدی جریانات مشکل دار از یک طرف و از طرفی بیداری اسلامی در سراسر جهان؛ در این بین انقلاب اسلامی با غضنفرها ، گردن کلفتان زالوصفت و مسئولین از خدا بی خبر سیاست زده دست و پنجه نرم می کند. آقایان؛ تا مردم مانند فتنه گران شما را به زباله دان تاریخ نینداخته اند، بیدار شوید.


5. الحمدالله دوستان عزیز زحمت تنبلی ما رو هم می کشند. پس این مطالب را که حرف حقیر هم می باشد، حتما بخوانید: ( + و + و + و + و + و + ) همچنین تنها مطلبی که در نقد، نقدها به مجتمع های تجاری یافتم را هم بخوانید.(+)


بازهم؛ کاملا بی ربط : آن قدر فریادهایم را قورت دادم، که اگر به چشمان ام نگاه کنی، کَر می شوی!

[ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 10:41 ] [ مهدی اکبرآبادی ] [ ]

ما اعتراف می کنیم براندازیم !

چه ابلهانه است که برخی فکر می کنند جریانات اجتماعی در کوران حوادث روزگار هضم  و با جنبش ها انقلابی نابود می شوند. تاریخ نشان می دهد جریان‌های اجتماعی نمی‌میرند بلکه به گونه ای جدید و به هیئتی متفاوت چون روحی در کالبدهای گوناگون به حیات ادامه می‌دهند و زیرک آن است که این روح را بشناسد ولو در کالبدهای مختلف الشکل با شعارهای جدید و تریبونی بکر.

زمانی اگرمی خواستی علیه شاه قیام کنی ریش و تسبیح می جنباند و می گفتند مبارزه با شاه حرام است چون شاه شیعه است، چون شاه به سلسله مراتب! حکومت به خدا می رسد و او سایه خدا بر زمین است و قیام علیه او کفر است. دائم بالای منابر و کنج حجره ها و تریبون دانشگاه ها می گفتند:

وزوز پشه را چه به فانتوم! یک خودکاری در دستش گرفته و یک اعلامیه ای نوشته می خواهد آمریکا را شکست دهد!
-قبل از ظهور امام زمان همه ی قیام ها شکست می خورد و آن رهبری که خون مسلمین را هدر کرده است در آتش خواهد بود.
-امام سیزدهم در پاریس نشسته و شیعیان امام زمان را جلوی گلوله می فرستد!
-ایرانی ها دیوانه شده اند و این که بعضی‌شان شهید شده اند، این از خریتشان بوده است. آدم که نمی رود توی خیابان مقابل مسلسل بایستد!

حالا همین جریانات خودش را بعد از انقلاب احیا کرده، با اسم دیگر و شعار دیگر. این بار با شعار ولایت مداری و پیروی از ولایت فقیه.

- آقا مملکت رهبر دارد خودش همه چیز را می داند، اگر فلان نماینده اش کار خلاف کرده خودش گوشش را جر می دهد، چرا از او مطالبه می کنید؟ چرا علیه اش بیانیه می نویسید و از او می پرسی چرا خلاف می کنی؟

- تو میدانی فلانی کیست؟ نماینده ولی فقیه. اگر به او جسارتی بکنی، به رهبری جسارت کرده ای و اگر به رهبری جسارتی بکنی ضد ولایت فقیه هستی و اگر ضد ولایت فقیه باشی ضد امام زمانی و اگر این باشد کافری!

- آقا بسیج را چه به مطالبه از نظام؟ بسیج جزء نظام است خودش. خودش زیر مجموعه است. بسیج باید برود قطره چکانی کند، بیابان زدایی کند، خانه سازی کند. او باید مخلص خدا بشود به هر نحو.  کی گفته بسیج باید از مسئول مشکوک به فساد بپرسد از کجا آورده ای؟ کی گفته بسیج باید به فکر حکومت جهانی اسلام باشد؟ بسیجی خوب مثل برّه است، هر چی به خوردش بدهی می خورد حرف نمی زند، داد نمی زند، فقط می گوید چشم، چون به سلسله مراتب معتقد است، همان سلسله مراتب بجایش هم فکر می کند، هم تحلیل می کند، هم طرح می دهد، بسیجی خوب فقط باید اجرا کند. داد زدن کار ضد نظام هاست ، اعتراض کار شب نامه نویس هاست!

- ما را چه به سیاست! با کارهای کوچک و غافلانه ی ما که عدالت برقرار نمی شود. الهم عجل لولیک الفرج!

چرا انتقاد و مطالبه؟ مسئولین که بحمدالله مسلمان اند و مؤمن و کاردان! خداوند بر توفیقاتشان بیافزاید! نظام به حمدالله رهبر دارد و خودشان آگاه و شجاع و خبیرند!
-ماه محرم است! باید علم عزای ارباب را افراشته نگاه داشت. چه کارمان به مطالبه‌ی عدالت از مسئولین و حمایت از غزه؟ یا اباعبدالله! انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم!

دیگری دهان گشادش را باز می کند و می گوید: من با رهبری هر روز چای قند پهلو می خورم، ایشان به من فرمودند فلان ... گفتند خلاف است ... گفتند صحیح است .... گفتند هم صحیح است هم غلط است .... دیگری جوابش می دهد که نه! من دیروز که با رهبری نشسته بودیم خلاف حرف تو را به من زد! ایشان گفتند فلان .... دیگری می گوید که رهبری به من گفته هر دوتان دهانتان را ببندید، حقیقت را از من بپرسید که به اتفاق آقا نماز شب می خواندیم !

فلانی انقدر گستاخ و بی چشم روست که روبروی چشم این ملت مصاحبه می کند و به جرم خاندانش اعتراف می کند، در آن از رهبر نظام مایه می گذارد تا مشکلات خانوادگی اش را حل کند. یهو قیّمش در می آید و می گوید جوانی کرده طفلک! اشتباه کرده پسر! حرفاش همه الکی بود و ملت و مردم همه سر کار و شان رهبر این مملکت بازیچه این آقا زاده. بعد می پرسی پدش با او چه رفتاری کرد؟ می گوید باباش سر این کارش باهاش قهر کرد! کلیم دعواش کرد!

وقتی یک آقازاده ای که تمام وجودش مفت هم نمی ارزد و دایره حاکمیتش همین شیراز هزار فامیل بوده است ، هزینه جوانی کردنش این طور برای نظام گران تمام می شود، باید حق داد به خانم زاده جناب تشخیص که علیه نظام دست به براندازی می زند، بعد پدر محترمش در می آید و می گوید دخترکم فقط داشته توی میدون ولی عصر ساندویچ می خورده!. آیا نباید از آن آقا پرسید چرا دهان فرزندت را نشکستی، اگر راست می گویید؟ شما چه نسبتی با اسلام دارید اگر اهل حقید؟

چرا باید کار به جایی بکشد که هر بی سروپایی در این نظام جرأت کند برای به کرسی نشاندن حرف و منطقش از رهبر این نظام (که جان و مال و خانواده ام فدایش باد) مایه بگذارد؟  خودش را نمایند و قاصد و پیک و یار غار و رفیق خلوت و  ... بخواند و تحت این لوا به فساد مشغول شود؟

رهبری مسئول بیش از صد ارگان را مستقیم مشخص می کنند، چه کسی گفته که اعمال اینها، رفتار اینها، حرف های اینها همه و همه عین انچه است که ولی فقیه از او می خواهد؟  که گفته اینها دارای مقام ولایت در همان سطح رهبری هستند که هر کس بر آنان نگاه چپی کند فوری او را به سوی خارج از نظام هل می دهند؟ همین فکر را ترویج دادند که این جماعت تا خطایی می کنند، تا آقازاده هایشان مال مردم خوری می کنند، عوام هم با منطق سلسله مراتب(ی که خودشان نشر دادند بین انها)  ربطش می دهند به رهبر این نظام!. اگر آن سلسله مراتب شما درست است پس این سلسله مراتب عوامانه جاهلانه  که فساد را هم به رهبر تسری می دهد صحیح است!

چه کسی یک جمله از آقا ( روحی له الفدا) و امام (ره) می تواند بیاورد که بگوید نمایندگان من همان مقام و حجیت ولی فقیه را دارند؟ مگر حاکم اهواز و بصره که رشوه گرفتند و فساد کردند ولایت و حجیت علی(ع) را داشتند؟

آنوقت ها می گفتند شاه سایه خداست، کسی حق اعتراض به او را ندارد حالا می گویند فلانی سایه فلانی است هیچکس حق اعتراض به او را ندارد. ( لطفا نگویید فلانی رهبر را با شاه قیاس کرد). این همان جریان منحرف قبل از انقلاب است که اینچنین خودش را در ساختار جدید وفق داده!. وقتی  انحراف این ها مشخص می شود که می بینیم نتیجه آن حرف و این حرف فقط یکی است و آن به فعلیت نرسیدن آرمان های بلند  اسلام است.

می گویند به مسئولین اعتراض نکنید چون مردم به نظام بدبین می شوند. دیگر نمی گویند این اعمال زشت آنهاست که مردم را به نظام بدبین کرده و اتفاقا این مطالبه گری به مردم می گوید که نسل انقلابیون را هنوز ملخ نخورده و هنوز کسانی هستند که اسلام ناب را بخواهند و این آنها را امیدوار می کند.

اگر برای کسی قداست و حرمتی است نه از این باب است که نماینده رهبری است، خیر. نماینده ولی فقیه در هر جایی و هر منسبی هیچ شرافتی بر یک روستایی ساده ندارد. او محترم است چون دین خدا او را محترم کرده تا در لوای آن بتواند احکام خدا را در زمین نشر دهد. هر کس در هر مقام و منسبی که هست، حتی اگر نماینده معصوم هم باشد و نخواهد احکام خدا را جاری و ساری کند یا در این راه کوتاهی و غفلت کند، هیچ قداست و حرمتی ندارد، باید او را سوار الاغ کرد و در شهر گرداند چرا که او به خودی خود هیچ احترامی ندارد:

شما گروهی که به آدمهای خوب مشهورید و عالمان دین خوانده می شوید، به خاطر خداست که در نزد مردم هیبت دارید و هم بزرگان و هم ضعفا از شما حساب می برند. به نام دین از شما حساب می برند و و احترام می­گذارند و شما را بر خودشان ترجیح می دهند. در حالی که هیچ فضیلتی بر آنها ندارید. ( خطبه منای ابا عبدالله در جمع خواص)

قرآن در کتابش به رسولش اولتیماتوم می دهد که اگر در اجرای رسالتش کوتاهی کند و هوای نفس را دخیل کارش کند، قطعا شاهرگش را قطع خواهد کرد. خداوند با پیامبرش( که اشرف مخلوقات و عصاره عالم وجود است) هم تعارف نمی کند، حالا برخی می گویند اگر ظلم را جور را فساد و تبعیض را با چشم خودتان در جامعه دیدید حرف نزنید چون که فلانی فلان جایگاه را دارد. اسم خودشان را هم می گذارند فدائیان و گوش به فرمانان ولایت. و عدالتخواهان را نئومنافق و تفاله باند هاشمی و جریان منحرف و ... معرفی و انحراف را به اسم " ولایت " جعل می کنند.

«ولایتى» هاى دیروز که در سکوت و تحجر خود آبروى اسلام و مسلمین را ریخته ‏اند، و در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکسته‏ اند و عنوان ولایت برایشان جز تکسب و تعیش نبوده است، امروز خود را بانى و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را مى‏خورند!»
پیام منشور روحانیت امام خمینی

این جمهوری اسلامی هم آمده تا دین خدا را و احکامش را جاری و ساری کند، آمده تا در کالبدش روح انقلاب اسلامی شریان یاید، نه جمهوری وارنه، نه جمهوری آقازاده ها و گردن کلف ها، نه جمهوری اسلامی حضرت‌ایت الله فلان و جناب بهمان، نه جمهوری اسلامی علمای ربانی عارفان صمدانی.

  هر جمهوری اسلامی ای که دیگران برای منافع خودشان تعریف کنند تا از آن کیسه ای برای خودشان و حزبشان بسازند، در در سایه ان ظلم و فساد کنند و احزابشان را تامین کنند، جمهوری اسلامی ای که نخواهد روح انقلاب خمینی را تحمل کند، ما آن جمهوری اسلامی را برانداز می کنیم، به هر شخصی که وصل باشد مهم نیست، به هر آیت الله و هر دانشگاهی ای که وصل باشد مهم نیست. هر جمهوری اسلامی ای جز جمهوری اسلامی خمینی، شعبه ای از حزب جمهوری خواه آمریکاست.

آری ما بر اندازیم و همه چیز و همه کس را که بخواهد جز روح روح الله  را در کالبد جمهوری اسلامی کند را به زیر می کشیم. روح الهی که فرمود"

اگر من یک خلافی کردم همه‏تان هجوم آورید که چرا این کار را می‏کنی؟ من سر جایم می‏نشینم. همه‏‌تان مسئولید، همه‏‌مان مسئولیم. امروز مسئولیت، بزرگ است برای ما، ما نصف راه هستیم و من خوف این را دارم که قضیۀ ما قضیۀ هیتلر بشود.»

- «برخلاف اسلام که باشد، هر فردی می‏‌خواهد باشد، یک روحانی عالی‌مقام باشد، یک آدمی باشد که مثلاً رأس باشد، یک سرکرده باشد، وقتی دیدند برخلاف مسیر دارد عمل می‏‌کند، هر یک از افراد موظفند که به او بگویند که این خلاف است، جلویش رابگیریم. همۀ ما الآن موظفیم به اینکه اعمالی که خودمان می‏‌کنیم یک اعمالی نباشد که چهرۀ انقلاب ما را مُشوَّه کند»

بگذارید ما را شکنجه کنند، به دارمان بیاویزند و تکه پاره های ما را خوراک جانوران صحرا کنند به والله قسم که یک قدم عقب نمی نشینیم و حرفمان را پس نمی گیریم. مگر نه اینکه خیلی ها در این شهر به ما گفتند برانداز، آری ما همه بر اندازیم. ما به این مسلک اعتراف می کنیم . ما فرزندان انقلاب اسلامی هستیم و جمهوری اسلامی برای ما شانش خدمت به انقلاب اسلامی ناب است و اگر جز این باشد ما آن را برانداز می کنیم. ما مخالف هر نوع اسلامی هستیم که با اسلام روح الهی خمینی در تضاد باشد، و قطعا علیه آن اسلام جهاد خواهیم کرد با جان و مال و آبرو.

ما نمی گذاریم آن فاجعه ای را که در حق انقلاب اسلامی پیغمبر(ص) انجام دادند با انقلاب اسلامی خمینی کبیر انجام دهند. انقدر صحابه را مقدس کردند و شانشان را بالا بردند و دور از دسترس نقد و مطالبه نهادند و گفتند که این آقا نماینده و رفیق  ویار غار پیامبر(ص) بود، که علی(ع) را خانه نشین کردند و کسی به آنها اعتراض نکرد. و  هر کاری که ولو زشت مرتکب می شدند به اسم دین خدا سند می خورد و جزء سنت ان عصر تبدیل می شد طوری که دین خدا به پوستین وارانه ای تبدیل شد، دینی که حسین (ع) باید در کربلا با خون خودش طاهرش کند! 

و لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط و انزلنا الحدید فیه بأس شدید... لیعلم من ینصر الله و رسوله
پیامبران و کتب آسمانی همه آمده اند برای برابری، برابری ای که مردم باید برای آن قیام کنند، برابری ای که جز با شمشیر کشیدن علیه حکام مستکبر و اشراف مترف ممکن نیست.

«راه مبارزه با اسلام امریکایى از پیچیدگى خاصى برخوردار است که تمامى زوایاى آن باید براى مسلمانان پابرهنه روشن گردد؛ که متأسفانه هنوز براى بسیارى از ملتهاى اسلامى مرز بین «اسلام امریکایى» و «اسلام ناب محمدى» و اسلام پابرهنگان و محرومان،و اسلام مقدس نماهاى متحجر و سرمایه داران خدانشناس و مرفهین بى‏درد، کاملًا مشخص نشده است.»
از پیام امام در پی شهادت عارف حسینی

 منبع:خامنیسم

-------------------------------------------------------------------------------

بعد نوشت:

همچنین بخوانید شاه هم شیعه بود

[ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ 18:50 ] [ مهدی اکبرآبادی ] [ ]

"تحجر و تجدد دو پرتگاه جهنمی هستند که در این سوی و آن سویِ صراط عدل دهان باز کرده‌اند..." هرکسی و در هر لباسی را به کام خود می کشد، پرتگاه جهنمی که برای ریش دارها و یقه بسته های مدعی حزب اللهی گری ساخته شده است. جریان خطرناک مذهبی های بی خطر را نه در کتب و مقالات و نه در سخنرانی ها و بولتن ها یافته ام، بلکه با گوشت و تن خود لمس کرده ام و هر روز با انواع و مراتب مختلفی از آنها سروکار دارم.


خطر حزب اللهی های بی خطر اگر از تمام جریانات منحرف و فاسد بیشتر نباشد، حتما کمتر نیست. چرا که در این جریان همه چیز با لعاب دین و مذهبی بودن توجیه می شود و جریانات ناب حزب اللهی را هم که تنها محل مبارزه با مفسدین و گردن کلفتان هستند را به محاق می برد. مبارزه با مفسدین را وا می نهد، و عدالتخواهی و مطالبه را با برچسب تندروی و خروج از دایره اخلاق محکوم می کند. مذهبی بودن، اهل معنویت بودن و تقوا کلماتی است که برای توجیه اعمال خود و نفی جریانات انقلابی مکررا بکار می برند.


مذهبی های بی خطر بیش ار هر چیز دیگر مروج سکولاریسم و اسلام فردی هستند. تقوایی که مورد تجویز این جریان خطرناک است، تقوای مسئولیت گریز و گوشه گیر است. تمام اسلام را در یک سری ظواهر خشک و خالی و بی روح تفسیر و عمل می کنند. معنویت در این جریان مانند عرفان های شرقی، تنها ابزاری است برای تخلیه ی روحی و روانی اشخاص. نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی کمترین واکنش را نشان می دهند. در یک کلام هر چند شاید هیچگاه نپذیرند، اما در عمل همان اسلام آمریکایی را پیاده می کنند.


 مذهبی های بی خطری که به مسجد و حتی بسیج می روند، اما قرار نیست به احکام اجتماعی خداوند عمل کنند. این جریان که هم در مقام نظر و هم عمل دقیقا مقابل سیره ی امام روح الله می باشد، حتی حاضر شده اند برای توجیه کارهای خود امام را نیز تحریف کنند. امامی که قشرییون ترسیم می کنند، پیرمردی است نورانی، با محاسن زیبا، عارفی سالک که نیمه لیوان آب خود را نگه می دارد تا اسراف نشود و هیچگاه از فریادهای امام برسر متحجرین و متجددین و در راس آنها مستکبرین جهان نخواهند گفت، هیچگاه از جنگ فقر و غنای امام نخواهند گفت...غافل از اینکه در مکتب امام روح الله عارفان مبارزه جو پرورش میابند، آنانی که به راستی زاهدان شب و شیران روز بودند.


هشت سال جنگ را دوست دارند، بخصوص اردوهای راهیان نورش و یادواره های نوستالژیک آن را، اما قرار نیست پیام دفاع مقدس را در جنگ پابرهنه ها و مرفهین بی درد بازگو کرد و به نتایج تکلیف آور و خطرناک آن دست یافت. تا دلتان بخواهد برای شهدا اشک می ریزند، عکس می چسبانند به شرطی که شهدا نیز پایشان را از گلیم خود درازتر نکنند و توقع جهاد و مبارزه نداشته باشند. آیا نباید ثابت کرد که در اسلام ناب نسبت شهادت و عدالتخواهی تباین است؟ و این مفهوم در اندیشه متحجرین هیچ ربطی بهم ندارند و قرار نیست بعد از هر یادواره و ذکری از شهدا موتور آرمانخواهی در جامعه شتاب بگیرد! که اگر شهدا امروز بودند، با استناد به سیره ی ناب شهدا و بسیجیان واقعی یقه اصحاب قدرت را برای وفا به عدالت در عرصه های فردی و اجتماعی می گرفتند و چرخه ی فاسد ثروت- قدرت عده ای را با مشکل مواجه می ساختند. اما اینان حتی حسین(ع) را هم شهید دوست دارند، نه حسینی زنده و حاضر در همه زمان ها و مکان ها، چرا که ممکن است از حنجر چنین حسینی هر لحظه صدای "هل من ناصر ینصرنی" شنیده شود! در قاموس مذهبی های بی خطر کل یوم عاشورا یعنی هر روز زیارت عاشورا را با100لعن و 100سلام بخوانی، تا خیالت از باب تولی و تبری راحت شود، و دیگر نیازی به مبارزه با ظالمین زنده و اطاعت از امام حاضر نباشد.


به همه بربخورد، چه اشکالی دارد! این جریان بی خطر برای دشمنان و مفسدان و خطرناک برای انقلاب، انواع و مراتبی دارد. تصور نکنید حتما یک سری افراد خشک مقدس را در برمی گیرد؛ خیر. کافیست کمی در رفتار خود و اطرافیان مذهبی خود تامل کنیم! به تناسب غلظت انحراف، خطر آنها برای انقلاب اسلامی نیز بیشتر می شود.


جریان ضدانقلاب مذهبی که خود را مدعی تمام اسلام و ظواهر آن می داند، آنچنان خود را سینه چاک ولایت می نمایاند که کسی دیگر به خودش اجازه نمی دهد از تطابق عمل آنها با کلام ولایت پرسش کند. آنها رهبری را دوست دارند، بخصوص عکس های زیبا و خندان رهبری را، که می چسبانند بر روی کیفشان. بعد از بیانات رهبری آنچنان فریاد می زنند:"ما اهل کوفه نیستیم" که باورمان می شود! اما اینان هیچگاه قرار نیست از مطالبه رهبری در باب عدالتخواهی، مبارزه با کانون های قدرت و ثروت، آرمانخواهی، آزاداندیشی، تولید علم، جهانی شدن اسلام، مبارزه با مستکبرین جهان، رسیدگی به مستضعفان سخنی بگویند، و حتی به بایکوت آن می پردازند، چرا که آسایش و معنویت حضرات بهم می خورد!


نگاه کاریکاتوری به دین مشخصه ی اصلی این جریان است. که اگر یکی از سه گانه معنویت، عقلانیت و عدالت بلنگد، نتیجه آن انحراف و انحطاط است. همانقدر که ظواهر و تقوای شخصی اهمیت دارد، امربه معروف و نهی از منکر نیز مهم است و همانقدر عقلانیت. آنها نمی خواهند متوجه شوند که به راستی "دین همه ی دین است." "فرقی نمی کند زن یا مرد، آخوند یا کراواتی، پلو می دهند همیشه برای کشتن حسین، حتی گاهی پرچم سیاه می زنند، و روضه خوان هم می آورند..." اما نباید هدف قیام امام حسین(ع) را بازگو کرد، نباید حسینی زیست، نباید پیام قیام عاشورا بازگو شود. بچه ی هیئتی باید تنها خاصیتش به سر وسینه زدن باشد و هیچگاه به صورت دشمن نباید تعرضی کند!


 آرمان در سلوک این حزب اللهی های بی خطر، نهایتا برگزاری هیئت، جذب چند دانشجو در تشکل های به اصطلاح ارزشی یمان، اردوهای راهیان نور و مشهد، برگزاری چندهمایش بی خاصیت و نهایتش چندکرسی آزاداندیشی نمایشی رفع تکلیفی است. اما قرار نیست به قبای کسی بربخورد، قرار نیست از عمل ما کسی دردش بگیرد، کسی از ما ناراحت بشود! برای کسی ایجاد خطر بشود! شما که بهتر می دانید معنویتمان خراب می شود! به راستی برگزاری چنین مراسم های خنثی چه نتیجه ای در گسترش رفتار علوی، مبارزه با فقر و فساد و تبعیض، رسیدگی به کوخ نشینان و تحقق عدالت داشته است؟ به ما چه ربطی دارد که چه کسی حاکم و نماینده می شود، حضرات برایمان فکر می کنند، تصمیم می گیرند و ما هم رای می دهیم. به ما چه ربطی دارد که حاج آقا خون مستضعفین را تا آخر سر می کشد؟! اصلا به تو چه که فقر، شکاف طبقاتی، مانور تجمل، آقازادگی و کانون های قدرت و ثروتی وجود دارد چه برسد به مبارزه؟! بگذار تا حال معنوی خودمان را کنیم...


تقوای خیالی که از آن دم می زنند، تنها بهانه ای است برای فرار از خطر مبارزه با کانون های قدرت و ثروت. ترس از منزوی شدن، به خطر افتادن آبرو، تهمت شنیدن و ایجاد دردسر ایجاب می کند تا با برچسب اخلاق از میدان مبارزه با مفسدین فرار کنند. این تقوا تنها مخدری است برای تسکین و تخلیه روحی مذهبی نماها، که به تعبیر خودشان نمی خواهند دامن پاک خود را به سیاست آلوده کنند، اما هیچگاه قرار نیست خطبه های عدالت مولای متقیان علی(ع) را بشنوند. در مراتبی دیگر محافظه کاری مانند خوره ای به جان عده ای از اینان می افتد، تا آنها نیز فریاد خود را تنها برای جلسات هیئت و یا راهپیمایی ها نگه دارند! محافظه کاری که به تعبیر امام روحی له الفداه "قتلگاه انقلاب" است، وسیله ای می شود تا این جماعت نیز برای انقلاب خطرناک تلقی شوند، و انقلاب را به مسلخ ببرند.


امروز با جریان خطرناکی روبرو هستیم که من نام آن را می گذارم "ساکتین مبارزه با فقر، فساد و تبعیض". اصلاح و برخورد با این دسته از ساکتین مشکل است، چرا که دقیقا همان ظواهر یک انسان انقلابی را دارند، متشرع تر از همه تظاهر می کنند و گویی خلاف عمل آنان دین ستیزی است. نسخه عملیاتی آنان از اسلام ناب "سرمایه داری+ 17 رکعت" است.


حامیان حزب اللهی های بی خطر یا همان ساکتین، نیز مراتبی دارند. عده ای که خود متهم و در مقام پاسخگویی هستند، سعی بر ترویج و پرورش چنین افرادی دارند، تا در سایه ی سکوت و خلوت گزینی قشرییون متحجر بتوانند راحت به صندلی قدرت جلوس کنند و به چپاول ثروت بپردازند. گروهی دیگر که برخی جریانات سیاسی به اصطلاح مذهبی یا سازمان ها و نهادهای مذهبی هستند، نیز اینچنین حکومت داری را بیشتر می پسندند که خود قّیم مردم باشند و بجایشان فکر کنند و برایشان تصمیم بگیرند. هیهات! از حکوت اسلامی و علوی اینچنین حکومتداری! حکومت بر مردم آگاه، سیاسی و عدالتخواه جزء لاینفک حکومتداری حضرت علی(ع) و فرزندان آن یعنی امام روح الله و امام خامنه ای روحی له الفداه می باشد.


امام حسین(ع) یک سال قبل از واقعه عاشورا در منا با جمع کردن جمع کثیری از علما و صحابی پیامبر(ص) با گوشزد کردن خطر این جریان تاریخی، آنان را از سکوت که نتیجه ای جز سقوط ندارد برحذر داشتند:"خداوند چنین کسانی را کافر خوانده و توبیخ کرده که چرا در برابر بی­ عدالتی و تبعیض و فساد در حکومت و جامعه­ ی اسلامی ساکت هستید و همه چیز را توجیه و ماستمالی میکنید و رد میشوید؟ چرا سکوت کرده­ اید؟...


علت آن این است که عده­ای از شما میخواهید که سبیلتان را چرب کنند و  عده­ای از شما هم میترسید که سبیلتان را دود بدهند. عده­ای طمع سفره دارید و سفره­ی چرب میخواهید تا بخورید و میگویید که چرا خودمان را به زحمت بیندازیم و با نهی از منکر و انتقاد و اعتراض ریسک کنیم؟ فعلا که بساط­مان رو به راه است و عده­ای از شما نیز میترسید. اما مگر در قرآن نمی خوانید که فرمود از مردم نترسید از حاکمان و صاحبان قدرت و ثروت نیز نترسید از من بترسید!"


اگر همین یک اصل امر به معروف و نهی از منکر یعنی نظارت دائمی و انتقاد و اعتراض و تشویق به خیرات و عدالت و مبارزه در برابر ظلم و بی­ عدالتی و تبعیض اجرا بشود بقیه­ی فرائض، تکالیف الهی نیز اجرا می شود و همین یک حکم را شما عمل بکنید! نترسید! دنبال دنیا نباشید! سورچران نباشید! اما هیهات که شما اهل همین یک تکلیف هم نیستید. ولی من هستم.


باید درگیر شوید و با ستمگران، چشم در چشم بایستید و بگویید: نه! باید انتقاد و اعتراض کنید و یقه شان را بگیرید. شما گروهی که به آدمهای خوب مشهورید و عالمان دین خوانده می شوید، به خاطر خداست که در نزد مردم هیبت دارید و هم بزرگان و هم ضعفا از شما حساب می برند.


به نام دین از شما حساب می برند و و احترام می­ گذارند و شما را بر خودشان ترجیح می دهند. در حالی که هیچ فضیلتی بر آنها ندارید. و هیچ خدمتی به این مردم نکرده­اید. و مردم مجانی برای شما احترام قائل­اند.


شما نسبت به حق ضعفا و محرومین کوتاه آمده ­اید. این حقوق را نادیده گرفته ­اید و سکوت کرده­ اید اما هر چیز که فکر می کردید حق خودتان است مطالبه کردید. شما نه مالی در راه خدا بذل کردید و نه جانتان را در راه ارزشها و عدالت به خطر انداختید و نه حاضر شدید با قوم و خویش­ها و دوستانتان به خاطر خدا و اجرای عدالت و اسلام درگیر بشوید. با همه­ی این کوتاهی­ها از خدا بهشت را هم میخواهید؟ در حالی که من میترسم خداوند در همین روزها از شما انتقام بگیرد. خداوند از شما انتقام خواهد گرفت.


شما می­ بایست این ستمگران و فاسدان را نهی از منکر میکردید و نکردید، و مصیبتتان از همه بالاتر است. چون عالم به دین و اصحاب پیامبر بودید و چشم مردم به شما بود و شما را نماینده ی اسلام می دانستند."


بازتاب این مطلب در: عمارنامه ،جام نیوز،جنبش عدالتخواه، تریبون مستضعفین، اسنانیوز




پی نوشت: امروز چهارمین سالگرد جاماندگی، چهارمین سالگرد عروج، چهارمین سالگرد فراغ، چهارمین سالگرد وصال، چهارمین سالگرد دل تنگی، چهارمین سالگرد شوق، چهارمین سالگرد غفلت، چهارمین سالگرد آگاهی؛ بر من تسلیت و بر آنها مبارک...


منبع: فقیر
[ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ 18:46 ] [ مهدی اکبرآبادی ] [ ]

بسم  رب الحق و الحقیقت

زمستان رفت و روسیاهی ماند برای زغال

سلامتی،سخاوت، سعادت، سحرخیزی، سروری، سر سبزی، سر زندگی، هفت سین بهار زندگیتان باشد.

ضمن تبریک سال نو به همه دوستان جدید و بخصوص قدیمی، که می گویند همه چیز جدیدش خوب است بجز دوست و رفیق که امیدواریم دوستان جدید هم قدمت پیدا کنند و به بهترین ها تبدیل شوند.

یک سال دیگر از بزرگترین سرمایه زندگمیان که فرصت عمرمان است گذشت و با همه شادی و تلخی و درسهایش سپری شد. هرکس تجربه ای اندوخت اما مهم این است که از تاریخ درس و عبرت بگیریم و از گذشته برای یرنامه ریزی آینده بکار ببندیم.

در سال نود برای من حادثه 11 شهریور کوار یک رویداد بسیار مهم و درس آموز بود که علارغم اینکه این حادثه برای دولت و بویژه مردم بسیارهزینه بردار بود اما برکاتی داشت و بسیاری از حقایق را برای من بازگو کرد. من همیشه از وضع موجود جامعه نالان و دغدغه مند بودم ولی با دید محدودی که داشتم بیشتر خودم را توجیح می کردم، مثلا اینکه مسئولین تلاش خود را می کنند و یا بیشتر از این از عهده اینها برنمی آید و یا تهاجم فرهنگی و تحریم دشمن بسیار قوی است و آقایان بهتر و بیشتر می دانند و درایت دارند و چند پیراهن بیشتر از من پاره کرده اند و با این صحبت ها خودم را توجیح می کردم و یا اگر کسی به آقایان انتقاد می کرد ناراحت می شدم و دفاع و توجیح می کردم اما بعد از این حادثه عمق فاجعه را درک کردم و هویت بسیاری از آقایانی که به اسم دین و ارزش ها دکانی و دنیایی و احترامی برای خود براه انداخته اند و.. هویدا شد. روحیه محافظه کاری و مصلحت طلبی و نفاقی که قتلگاه وجدان انسانیت است آشکار شد و معجزه بودن و ماندن بسیاری از کارها و تشکیلات نیز تکرار شد.

امروز ما هم وامدار همه مجاهدات ها و شهادت های تاریخ بشریتیم و هم مظلوم،همه خیانت ها و نفاق و دروغ و ریا و دنیاطلبی آقایان زاده های ملعون حق و حقیقتیم.

بالاخره دنیایی است گذرا و فانی و نمی شود بدون اعتقاد از این روزگار پرفریب اما ساده براحتی گذشت، حتی کسانی که می گویند ما هیچ اعتقادی نداریم،این خود یک اعتقاد است.

 یکی از مشکلات جامعه ما تضاد بین حرف و عمل آقایان است که بسیار زننده و رنج آور شده است و من با تفکرات و صحبت های بسیار که واقعا چه باید کرد  به این نتیجه رسیده ام که ما نباید افراد را ملاک و الگوی تمام عیار خود قرار دهیم و با هیچ کس عقد اخوتی نبندیم بلکه بدیهیاتی که هر وجدان بیداری آن را قبول می کند پیدا کرده و به خاطرمان بسپاریم و افراد را به محک گفتمان بسنجیم و افرادی را که معصوم هم نیستند را برای خودمان بت نکنیم که بعد از عقبگرد اینها به جاهلیت و منیت و دنیای فانی،اعتقاد ما هم وابسته به شخص آنی پودر بشود و دچار پوچی بشویم ،بلکه با مطالعه، تفکر و عمل صالح و عاقلانه رنج سفر دنیای پست را هموار کنیم و بازی دنیا دنی آفازاده هایش را نخوریم.

و باز هم زمستان رفت و روسیاهی ماند برای کسانی که بندگی خدای رحیم و رحمن را نکردند و حقوق الهی را رعایت نکردند.روسیاهی ماند برای کسانی که با سکوت و حرف نا به حقشان از حق دفاع نکردند.روسیاهی ماند برای کسانی که بجای اینکه به فکر آخرتشان باشند به فکر دنیایی بودند که خداوند روزیش را تضمین کرده است.روسیاهی ماند برای کسانی که می توانستند دست دیگران رابگیرند و نگرفتند.روسیاهی ماند برای کسانی که نان حلال خود را حرام کردند و حرام لقمه شدند.روسیاهی ماند برای کسانی که بجای اقامه و دفاع از حق مصلحت طلبی و سکوت کردند.روسیاهی ماند برای کسانی که برای رسیدن به قدرت همه چیز را زیرپا له کردند.روسیاهی ماند برای کسانی که به موقع عمل لازم را نکردند.روسیاهی ماند برای کسانی که بجای تفکر و کسب آگاهی خود را به خواب زدند و با جو جامعه حرکت کردند.روسیاهی ماند برای کسانی که حتی با یک نگاه به حقوق دیگران تجاوز کردند.روسیاهی ماند برای کسانی که از نعمت های الهی اسفاده نکردند و کفران نعمت کردند.روسیاهی ماند برای کسانی که نماز و روزه هایشان را سبک شمردند. روسیاهی ماند برای کسانی که در کارهایشان دزدی کردند.روسیاهی ماند برای کسانی که بد اخلاقی و ترش رویی کردند ودلی را شکستند. روسیاهی ماند برای منی که توبه حقیقی نکردم و باز توبه هایم را شکستم و تصمیم واقعی به ترک معاصی و انجام واجبات نگرفتم.

و خوش بحال شمایی که از امتحان های الهی در زندگی پیروز درآمده اید، اگر حقی بر گردن ما دارید حلال کنید و دعای خیرتان را در حق دوستانتان هرگز دریغ نکنید که دعا در حق دیگران به اجابت نزدیکتر است.

پنج شنبه 29 اسفند نود- ساعت 1:20 بامداد

 

[ سه شنبه یکم فروردین 1391 ] [ 12:30 ] [ مهدی اکبرآبادی ] [ ]
این سبب المتصل بین کوار و مجلس...


جهت بعضی از افراد حزب منافع...



طرح برای بعضی از کاندیداهای...

[ جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 ] [ 10:49 ] [ مهدی اکبرآبادی ] [ ]

راستی من و تو از انقلابمان چه می دانیم انقلابی که برای به ثمر نشستنش جوان ها و نوجوانان پرپر شده اند و در خون خود غلطیده اند، انقلابی که برای به ثمر نشستن آن زجرها کشیده و مادران بسیاری داغدار شده اند آری من و تو از انقلابی که همه این خصوصیات را دارد هیچ نمی دانیم هیچ نمی دانیم چون دنبالش نرفته ایم چون زجر زندان های ساواک را نکشیده ایم چون درد پدرها را درک نکرده ایم و اکنون در آسایش هستیم هستیم و همچون نسل قبلی انقلاب که فکر ما آیندگان بودند به فکر نسل یعدی انقلاب نیستیم و این همان چیزی است که دشمنان تو می خواهند می خواهند تو و مردمت را یکجا نابود کنند و البته هنوز نمی توانند چون هنوز ذره ای غیرت در وجودت هست که آنان بجنگی و سیلی به صورتشان بزنی.......

اما اگر همین ذره غیرت را هم نداشته باشی به جای اینکه تو به آمریکا و حامیانش سیلی بزنی آنان به تو سیلی می زنند......

سرت را درد نمی آوردم، حرفم را خلاصه می گویم:

شهدا و نسل قبلی انقلاب امانتی را بر عهده تو گذاشته اند و تو وظیفه داری که از آن محافظت کنی تا به دشمنان اسلام و دشمنانت سیلی محکم بزنی ....

پس برای حفاظت از این امانت وعده گاه ما یوم الله 22 بهمن ماه 1390 راهپیمایی پر شکوه پیروزی انقلاب اسلامی در میان هموطنان........

مقاله به قلم مهدی قاضی دوست کلاس سوم راهنمایی در ماهنامه یاد -گروه فرهنگی سیاسی علمی انذار از مسجد امام علی کوار

[ جمعه چهاردهم بهمن 1390 ] [ 21:9 ] [ مهدی اکبرآبادی ] [ ]

بسم الله الرحمن الرحیم

مقاله درباره دلایل رد تاسیس دانشگاه آزاد در روستای اکبرآباد از جمله

-شکسته شدن حریم عفت عمومی جامعه-رواج فرهنگ غربی از جمله تجمل و مصرف گرایی-درصد شانس بسیار پایین دانش آموزان منطقه برای ورود به این دانشگاه-رابطه تمدن با برهنگی-جهانی شدن؟-دختران و نیاز اجتماعیشان-آموزشکده فنی برای پسران در کنار کارخانه پاسارگاد

ابتدا تشکر می کنم از آقای هاشمی که در سایت اکبرآباد باعث ایجاد فضای گفتگو ُ آزادی بیان و بوجود آمدن تریبونی برای آنها که در جامعه رسانه ای ندارند شده اند.

بنده که صحبت می کنم یک ذهن و بیان نقاد دارم ولی نقد دوسویه نه تک بعدی و تعصبی نقد اول بنده به مذهبی ها و مخالفین دانشگاه آزاد بر می گردد -من بعد از خواندن نظرات در سایت اکبرآباد  تصور کردم که این گروه چندان به بیان نظرات و دلایل مخالفت خود در این فضا نپرداخته اند و بعد از سالهای متمادی در جهت ایجاد این خلاء آموزشی برای ادامه تحصیل بخصوص برای دختران فکری نیندیشیده اند. و اگر هم شخصی مثل آقای شجاعی اقداماتی جهت تاسیس بنای مقدس حوزه علمیه در اکبرآباد انجام داده است چندان حمایت نشده است (یعنی الان چه آنان که الان با آمدن دانشگاه آزاد مخالفند و چه موافقان و حتی کسانی که پیگیر دانشگاه آزاد هستند در این امر مهم قدمی برنداشته اند) که با وجود این خلاء اکنون عده ای به بهانه های بچگانه و بسیار ساده لوحانه که توضیح خواهم داد عده ای پیگیر تاسیس دانشگاه آزاد شده اند.

بنده مخالف جدی وضعیت دانشگاه با این وضع موجود هستم و با دلایل بیان می کنم که وضع ظاهر دانشگاهها با اسلام مشکل دارد البته اگر ما معتقد به اسلام و ملتزم به احکام این دین مبین باشیم یعنی روی صحبتم ابتدا با اسلام گرایان است. در احکام بیان شده است که برخورد محرم با نامحرم فقط برای ضرورت است و در روایت است که حضرت زهرا س پس از برخورد با نابینا خود را پوشاند و و در بیان دلیل می گویند که اگر او نابیناست من که بینا هستم و یا امام علی ع به دختران جوان سلام نمی کرد پس دین مخالف جمع شدن و برخورد دختر و پسر است مگر برای ضرورت که به نظرم نود درصد این دانشگاهها بخصوص آن هم دانشگاه آزاد ضرورت جامعه نیست.

با آمدن دانشگاه آزاد و آمدن افراد با لباس های و ظاهرهای بد حجاب باعث شکسته شدن حریم عفت جامعه اکبرآباد خواهد شد (روستای اکبرآباد پس از خدمات دلسوزانه عده ای در عرصه فرهنگی که به نظر بنده اکنون قطب فرهنگی شهرستان کوار تبدیل شده است چنان جوی برآن حکم فرما شده است که اگر کسانی باشند که حتی به حجاب اعتقادی نیز نداشته باشند بنا به یک اجبار اجتماعی که در عرف می گویند زشت است همه خانم ها دارای حجاب کامل هستند که این به سود جامعه همه  است وقتی در جامعه حریم حریم شکسته شود و عادی سازی و روابط ذوابط شکل گرفت این آفت در این زمینه فردا روز به مادر و خواهر و ما هم سرایت پیدا می کند و اگر ما اکنون سکوت کنیم و یا از تفکر مخالف شکسته شدن حریم ها حمایت کافی نکنیم در گناه همه شریک خواهیم شد.

عده ای بنا به شعار تمدن و پیشرفت و یا جهانی شدن و یکپارچه شدن فرهنگی و ظاهری جوامع بشر ، جلوگیری از این چنین تحولات را امری محال و دور از واقع قلمداد می کنند که این تفکر مخالف جامعه آرمانی یا مدینه فاضله هست و دور از واقع قلمداد می کنند و این عین خود باختگی و از خود بیگانگی است. یعنی بجای اینکه سعی در حفظ ارزش ها حتی به ظاهر خوب و حرکت به سمت جامعه آرمانی و زمینه سازی برای ظهور منجی بشریت کنند با شعار تمدن غربی ها و نوکران فکری آنها به ما تهمت امل و عقب مانده می زنند.

اگر بدحجابی و برهنگی نماد تمدن و پیشرفت بود که حیوانات می بایست از هم ما متمدن تر و پیشرفته تر می بودند که واقعیت خلاف این است.

  در انگلستان و اسرائیل تازه به این رسیده اند که برای پیشرفت تحصیلی دانشجوها بهتر است که دختران و پسران از هم جدا باشند تا فکرشان مشغول یکدیگر نباشد و به راحتی و فکر آزاد از تحصیل موفق تر باشند.

عده ای نیز به این بهانه ساده لوحانه که اگر دانشگاه بیاید باعث ورود دختران ما در دانشگاه همین جا می شود نیز باور کرده اند . به فرض اینکه دانشگاه بعد از سالها تاسیس بشود اولا معلوم نیست چه رشته هایی داشته باشد که بدرد دختران شما بخورد دوم فرض کنیم از صد دختر آماده ورود دانشگاه در سه رشته نظری و چهار رشته فنی حرفه ای چند نفر امکان ورود به یکی از سه رشته دانشگاه آزاد را خواهند داشت و چند نفر به فرض امکان علاقه ورود به این رشته ها را خواهد داشت و اصلا اگر دختر و خواهر شما امکان ادامه تحصیل و قبولی در دانشگاه دولتی و رشته های تاپ دانشگاهی را داشته باشند، هرگز حاضر به نخواهد شد که در دانشگاه آزاد این روستا در یک رشته ی که .....ادامه تحصیل دهد.

اصلا شما شده است که فکر کنید برای دختران در زندگی چه چیز نیاز و چه چیز کمال است حالا به فرض اینکه در جامعه ولوله ای به راه افتاده باشد آیا این فرض کمال و واقعیت است یا فرض توهم و همان روند جهانی شدن و بطالت است. زنی که فردا روز مهم ترین وظیفه اش تربیت فرزند صالح است اصلا چه نیازی است به عمران و معدن و حسابداری و مدیریت و حقوق و ... دارد (ما منکر تصدی برخی پست ها و رشته ها برای خانم ها نیستیم مثل پرستاری، مامایی، دبیری و ... ولیکن منظور ما رشته هایی است که برای جامعه زنان ضرورتی ندارد و به بنیانی ترین نظام جامعه یعنی خانواده لطمه وارد می کند.

زنی که با یک دست خود گهواره را تکان می دهد با دست دیگر جهان را تکان خواهد داد یعنی زن با تربیت صالح خواهد توانست دنیایی را اصلاح و پیشرفت دهد (زنی که در جوانی به بهانه درس در کنار پسران ناباب و برعکس قرار گیرد و همه ارزش ها را به بهانه های واهی ارتباط برقرار کنند دیگر امیدی به تربیت صالحان نداشته باشند اگر می دانستید با این تماس های نامشروع بنیان های و خانواده هایی از هم پاشید و چه کسانی سیاه بخت شدند دانشگاه را بهانه درس و پیشرفت نمی کردید   

پیشنهاد برای خواهران:

و آنان که دغدغه تحصیل دختران خود را دارند بهترین چیز برای دختران آموختن مهارتهای زندگی و آگاهی به احکام و آداب و تربیت اسلامی می باشد که با احداث یک حوزه علمیه خواهران سبب رشد هرچه بیشتر جامعه بانوان در سطح منطقه و  انشاالله تربیت هرچه بهتر فرزندان و  خانواده های موفق خواهیم بود که این یک پروسه چندین ساله و زمانبر است ولی حرکتی بزرگ به سمت جامعه آرمانی می باشد و همچنین حوزه علمیه برای برادران.

پیشنهاد برای برادران:

ما اگر بتوانیم یک هنرستان پسرانه در اکبرآباد با جذب سرمایه ، امکانات و دبیران مطرح از شیراز راه اندازی کنیم و به دنبال آن یک آموزشکده فنی حرفه ای ویژه پسران و در ادامه تاسیس کارخانجات مختلف و حتی هماهنگی با کارخانه فولاد پاسارگاد جهت تامین نیروی انسانی و پرسنل متخصص بعد از چند سال حتی امکان تبدیل شدن به یک قطب صنعتی و علمی در استان و حتی کشور خواهیم داشت که این مهم نیز دست همه مردم دلسوز منطقه را می بوسد.

 

[ جمعه چهاردهم بهمن 1390 ] [ 20:7 ] [ مهدی اکبرآبادی ] [ ]

پنجمین یادواره سرداران و 33 شهید دلاور روستای اکبرآباد و 500 شهید شهرستان کوار روز دوشنبه 12 بهمن 90 مصادف با شهادت امام حسن عسکری ع سالروز تاج گذاری امام زمان عجج و همچنین سالروز ورود امام خمینی به میهن اسلامی با حضور گرم مردم شهید داده و مسئولین وامدار خون شهدا با همت شیرزنان ستاد یادواره اکبرآباد برگزار گردید.

در ابتدای مراسم خواهر لطفی کوچک گل نرگس را  و سپس خواهر لطفی بزرگ زندگی  جهادی شهیده نسرین افضل را و در ادامه خواهر زارعی شاعره اکبرآبادی  غربت و گمنامی 20 شهید گمنام شهرستان کوار را  و در آخر برادرزاده ی  سردار هاشم زاده دردلی از زبان 33 شهید روستایش خطاب به باباها و مامان ها را در قالب دکلمه با زبان قلم به تصویر می کشند و اشک زنده دلان را در می آورند..

سپس سردار گمنام بی ادعای 8 سال جنگ زحمت و عزت در غرب و جنوب و جهادگر علم و دانشگاه و همچنین علمدار ابر مردان 11 شهریور دکتر علی سعیدی با بیان سروده ای زیبا از یاد یاران همه را به یاد یاران می اندازند و در ادامه سرهنگ حمیدی پس از بیان سلام و درود و  تسلیت، از همه چیز از جمله ولایت پذیری، شرایط بدر و خیبر، امام خمینی و مبارزه با طاغوتیان و نهراسیدن و نام و یاد 2000 شهید که باعث عزت اند و  راهپیمایی 22 بهمن و حضور در صحنه انتخابات و و نقش بی بدیل مردم اکبرآباد بویژه پرچمداری جوانان اکبرآباد در حال حاضر را می گویند  اما فراموش می کنند  که از بغض نشکفته رزمنده دیروز جنگ سخت و رزمنده امروز جنگ نرم یعنی شیخ علی قائمی یعنی از حادثه 11 شهریور هم بگویند راستی فراموش کردند که بگویند که آن زمان کجا بودند و بعد از حادثه چند قدم برداشتند و حداقل از تریبون هایی که در دست داشتند چند ساعت نه، چند دقیقه هم نه، چند کلمه به قول مجری برنامه سرهنگ زراعت پیشه وظیفه عمار گونه شان را انجام دادند به قول سرهنگ یا خواص بی بصیرت بوده اند و یا خواص گرفتار دنیا. سرهنگ زراعت پیشه هم  با اجرای زیبا و بیان خاطرات به اهمیت حضور خواص و اینکه چرا عمارها به صحنه نمی آیند پرداخت و ما را به یاد سخنرانی پر از خاطرات هفته دفاع مقدس مسجد امام حسین ع  اکبرآبادشان یعنی یک هفته بعد از حادثه 11 شهریور کوار و سکوت بی بصیرتانه و خواص گونه خودشان انداختند و ما را در ظاهرخنداندند ولی در باطن آتش زدند.

سپس حاج خلیل نگهبان در رثای امام حسن عسکری ع مداحی کردند و در پایان با اهدای هدایایی ناچیز به خانواده های شهید داده یادی دوباره از ایشان تازه کردند.

شهدا زنده اند و نزد خدای خود روزی می خورند ما هستیم که هنوز مانده ایم و  تکلیف حرف و عملمان روشن نیست!!!!

[ جمعه چهاردهم بهمن 1390 ] [ 19:59 ] [ مهدی اکبرآبادی ] [ ]

 

 

[ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ] [ 16:37 ] [ مهدی اکبرآبادی ] [ ]

سیدی از ارشاد گرفته شد نشد؟

سیدی پخش شد نشد؟

درویش جوشکار قانع شد نشد؟

با تهدید و سیلی و خاکمالی جواب سیدی داده شد نشد؟

توهین شد نشد؟

تهدید به مرگ شد نشد؟

مجوز داده شد نشد؟

تشویق به راهپیمایی شد نشد؟

9 دی گفته شد نشد؟


دفاع از روحانی شد نشد؟

دفاع از اسلام ناب شد نشد؟

دفاع از هتک حرمت شد نشد؟

شعار داده شد نشد؟

جواب داده شد نشد؟

کوار کربلا شد نشد؟

لبیک یا حسین گفته شد نشد؟

کلانتر پیدا شد نشد؟

مامور فراری شد نشد؟

دفاع از مردم بی دفاع شد نشد؟

کلت و کلاش آورده شد نشد؟

تفنگ ساچمه ای آورده شد نشد؟

نیسان آجر و سنگ آورده شد نشد؟

صندوق نوشابه آورده شد نشد؟

پهلوی سید شکافته شد نشد؟

دست علی سوراخ شد نشد؟

روده ایمان سوراخ شد نشد؟

گلوی علی اصغر پاره شد نشد؟

پای پیرمرد خون مالی شد نشد؟

پای احمد شکافته شد نشد؟

کتف حسین دریده  شد نشد؟د

بدن حمید سوراخ سوراخ شد نشد؟

پای سردار چاکیده شد نشد؟

سر حیدر شکسته شد نشد؟

پایش با سیم نگهداشته شد نشد؟

انگشت یاسر سوراخ و استخوانش پودر شد نشد؟

185 نفر جانبازشد نشد؟

هزاران ساچمه زده شد نشد؟

فرماندار هوشیار و بینا شد نشد؟

درویش رسوا شد نشد؟

جوان زخمی شد نشد؟

گردن و صورت دانشجو سوراخ شد نشد؟

روحانی مجروح شد نشد؟

آزادی بیان دیده شد نشد؟

عقل و منطق دیده شد نشد؟

جنگ اعتقادات دیده شد نشد؟

بزدلی و مردانگی دیده شد نشد؟

مدعیان عرفان دیده شد نشد؟

اخلاق درویشی دیده شد نشد؟


 دموکراسی دیده شد نشد؟

حق پیروز شد نشد؟

باطل رسوا شد نشد؟

خون بر شمشیر پیروز شد نشد؟

شهادت طلبی شد نشد؟

دشمن شاد شد نشد؟

مسئول رسوا شد نشد؟

حب جاه و صندلی و مقام هویدا شد نشد؟

اقدام خود جوش انقلابی دیده شد نشد؟

دلیل حفظ انقلاب دیده شد نشد؟

کودک و زن دیده شد نشد؟

بچه هیاتی دیده شد نشد؟

بسیجی های تقویمی دیده شد نشد؟

نمازجمعه خوانده شد نشد؟

خطبه روشنگر شد نشد؟

ظرفیت سوال و انتقاد دیده شد نشد؟

موضع های صد پهلو دیده شد نشد؟

جواب خون داده شد نشد؟

بین از نماز ظهر چهاررکعتی جمعه اطلاعیه اهدا خون بیان شد نشد؟

جاسوس پیدا شد نشد؟

بسیج آماده باش شد نشد؟

فراخوان عمومی داده شد نشد؟

کلانتر شیراز روانه شد نشد؟

کوار امنیتی شد نشد؟

توابین دیده شد نشد؟

جلسه شورای تامین استان گرفته شد نشد؟

تصمیماتش عملی شد نشد؟

پول درمان داده شد نشد؟

مجرم مجازات شد نشد؟

محارب قصاص شد نشد؟

در رسانه گفته شد نشد؟

بایکوت خبری شد نشد؟

اصلا کار زینبی انجام شد نشد؟

تهدید به زندان شد نشد؟

نان به نرخ روز خور دیده شد نشد؟

خواص مردود دیده شد نشد؟

کوهی پر مدعی دیده شد نشد؟

شجاعی روحانی قاضی اصلا یک زنگی زده شد نشد؟

نوروزی عمامه به سر دیده شد نشد؟

معصومی هیات علمی دانشگاه اصلا خبر شد نشد؟

نظری سرهنگ  دیده شد نشد؟

حمیدی هیات رزمندگانی ککش گزیده شد نشد؟

روستای کدخدا منش دیده شد نشد؟

مصلحت اندیشی دیده شد نشد؟

سکوت عالمان و نخبگان شنیده شد نشد؟

غبار فتنه خوابیده شد نشد؟

هله هله یزیدیان دیده شد نشد؟

سکوت کوفیان دیده شد نشد؟

سوت و کف شامیان دیده شد نشد؟

دوروغ پردازی بیگانان دیده شد نشد؟

حنظله های خامنه ای دیده شد نشد؟

علی اکبر های خامنه ای دیده شد نشد؟

مدعیان دوروغین دیده شد نشد؟

تیر اندازی در برابر شعار دیده شد نشد؟

دوروغ پراکنی بی بی سی دیده شد نشد؟

دفاع جانانه کفر از مزدوران و پیاده نظامان استکبار و فریب خوردگان بی سواد دیده  شد نشد؟

پابرهنگان و مستضعفان و حافظان اصلی انقلاب دیده شد نشد؟

مظلومیت شیعه واقعی دیده شد نشد؟

این داستان همچنان ادامه دارد..........

 

[ چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ] [ 23:53 ] [ مهدی اکبرآبادی ] [ ]

  

در ادامه مطلب مشاهده گلچین تصاویر گروه جهادی امام خامنه ای در منطقه فرمشکان تابستان ۹۰


ادامه مطلب
[ سه شنبه چهارم بهمن 1390 ] [ 15:5 ] [ مهدی اکبرآبادی ] [ ]

بسم رب الشهدا و الصدیقین

حاج آقا علی روال برنامه های دیروز مثل سخنرانی و ورزش را به دلیل خوابیدن دور موقع بچه ها لغو کرد ولی من برعکس دیروزم بعد از نماز صبح نخوابیدم. بعد از حضور فقط چند ساعت در کنار این بچه ها و این اردو حالی عجیب پیدا کردم که  شاید از اثرات اخلاص است. با تعدادی از طلاب با چهره های به ظاهر آشنا اما غریبه برخورد کردم. بهت زده شدم خوب تو حرکت کن خدا برکت می دهد از دانشجویان نیز بودند. حاج علی به همت بلند و روستاییش انگار اینکه قانع به یک روستا و یک مکان نشده بود ولیکن با برنامه ریزی به ظاهر، به همه روستاهای فرمشکان نیرو فرستاده بود . امروز روز سوم از این اردوی مقدس، ساده و صمیمی است که من بدلایلی توفیق حضور در روزهای قبل را پیدا نکردم.

از صبح که کامپیوتر مغزم به راه افتاد دیگر هوش خوابیدن از سرم پرید لیست مخاطبین گوشیم را چک کردم تا یاران عقب افتاده از  این غافله را پیدا کنم و احتمالا در صورت وجود شرایط به آنها اطلاع بدهم از وجود چنین اردویی.

بعد از خواندن جملات امام از منشور فرهنگ برادر علی اکنون دوست دارم مثل رحیم پور ازغدی به پشت میز روم و از برای طلاب و دانشجویان نطق کوبنده امام را با حواشی ارائه کنم.راستی به ذهنم افتاد که این چنین اردو هایی را می بایست چنان برنامه ریزی کرد که ابتدای بحث و و اثر و بر روی شرکت کنندگان خود اردو باشد بعد اهالی و و دیگران .

یادم نرود از شاهکار شورای تازه تامین فرهنگ عمومی کوار نیز بیان کنم که دیشب در مصلای نماز جمعه 14 معصوم حاج زارع مراسم با حضوری از خیل جمعیت با اجرای سلیمی مجری توانمند قرآن، کامپیوتر قرآن و قبلش با خطبه تشکر مابانه،طولانی و حق الناسی علوی و قرائت های خازن فرماندار جوان و عابدینی و ..همراه بود. .بعد از درازای ساعت از 9 تا 11  فکر کنم عابدینی بود که از حضور جدید و یکباره خود در کبال گفت و مخاطب را خنداند و دیگر اینکه سوال سلیمی از برای کفر خوب و جواب حاج علی برای روستازاده ی فرمشکانی سببب گرفتن صد هزار تومان شد که فکر کنم مثل یک بمب ساعتی در فرمشکان اثر خواهد کرد که این هم از برکات مضاعف در سال جهاد اقتصادی از برای حرکت و اخلاص طلبه ای جوان ولی آشفته است.  

دلوشته از سموئیل پنج شنبه 89/4/23 ساعت 5:16 حوزه بیسج قمر بنی هاشم(ع) فرمشکان

[ سه شنبه چهارم بهمن 1390 ] [ 12:0 ] [ مهدی اکبرآبادی ] [ ]

به قلم حمیدرضا باقری از وبلاگ مطالبه ی بسیج

بدون تامین عدالت اجتماعی جامعه ی ما اسلامی نخواهد بود.

 بسم الله الرحمن الرحیم 
باید برای انتخابات مصادیقی را معرفی کنیم مصادیقی از گفتمانمان ، باید این کار را بکنیم باید هم رزمهایمان را که میشناسیم به عام و خاص معرفی کنیم ،  توانمندی هایشان را بگویم خاطراتشان را بگویم .
ما بسیجی ها عادت کرده ایم به جبهه ای حرف زدن مثل اینکه جهاد در خونمان است ، برادرها به گوش باشید ، منظم بایستید خواهر ها هم همینطور مسئولیت های خودتون رو پیدا کنید عملیات نزدیکه عملیات انتخابات90 .
 ما به انتخابات هم به چشم عملیات نگاه می کنیم و می خواهیم در انتخابات شهید بشیم می خواهیم در انتخابات جانباز بشیم اصلاً به شهادت و جانبازی عشق میورزیم ولی این به معنی این نیست که نمی خواهیم مناطق تصرف شده رو پس بگیریم به این معنی نیست که هدفمون شهادت است خیر اقا هدفمون همون پس گرفتن مناطق تصرف شده هستش ولی چون خودمون رو مامور به وظیفه می دونیم  رسیدن به هدف برامون اصل نیست انجام درست وظیفه در جهت تحقق هدف برامون مهم است. 
ظاهراً برادرا خبر ندارن مجلس داره از دست میره نشستن برای هم دیگه داستان گفتمان هاشون رو میگن ، برادر من ، خواهر من کجایید؟ نیرو نداریم توپ خونه ها چرا خاموشید؟ خبری ازتون نیست؟ دیده بان ها کجایید ؟ اقا بیدارشید زمان حال رو دریابید اگر قرار باشه گفتمان سازی کنید و این گفتمان نخواهد به عمل نزدیک شود چه فایده ؟ چه سود از این حرف ها ؟ اگرقرار است یکی دوتا نیروی جوان انقلابی که با توکل به خدا و به نیت انجام وظیفه زدن به خط ، تک تنها بمونن و شهید بشن و شما بنشینید و به دنبال فهم بهتر و نشر بهتر گفتمانتان باشید‍! چه سودی این گفتمان تعریف کردن ها ؟ اقا عملیات شروع شده حالا یادتون افتاده باید تا حالا چکار میکردید نکردید! حالا یادتون آمده مردم باید با گفتمان اسلام ناب آشنا بشن خیر اقا مردم بنا به فطرتشان با گفتمان اسلام ناب آشنا هستند به دنبال مردان این گفتمانند مستضعفین خوب میدانند مستضعفند و خوب ظالمان را می شناسند ، مستضعفین تمام و کمال حقوق از دست رفته خود را میدانند شما نیازی نیست امروز بروی به انها حقوق از دست رفته یشان را یاداوری کنی ! دردمندان دلسوز آنها را نشانشان بده. 
واقعاً شما در این عملیات که مدتهاست شروع شده سربازان خط شکن جبهه خودی را ندیده اید اگر نیست که ندیده اید وای بر ما  عملیات از همان اول شکست خورده بود دوباره داستان جام های ظهر تکرار خواهد شد دوباره داستان قطع نامه و گریه های مجاهدان تکرار خواهد شد ولی اگر هست و شما ندیده اید یا دیده اید و توپخانهایتان را به راه نیانداخته اید وای بر شما فاین تذهبون...     

[ دوشنبه سوم بهمن 1390 ] [ 11:17 ] [ مهدی اکبرآبادی ] [ ]

گروه جهادی امام خامنه ای(روحی فداه)مرداد ماه سال ۹۰ منطقه فرمشکان شهرستان کوار

ایستاده از راست: میلاد صفری(دانشجو نفت)-علی اکبر امین نسب(دبیرستان رازی)-محمود ارجمند(دانشجو)-علی اکبرآبادی(طلبه و دانشجو ارشد)-علی ارجمند(دانشجو)-اون که فقط کلاهش پیداست علی اکبر روستا(طلبه)-محسن قائدی(دانشجو فارغ التحصیل)-ابوطالب عباسزاده(دانشجو)-

رو دیوار از راست: مهدی امیری(طلبه) و کنعان نریمانی(دانشجو فارغ التحصیل،الان سرباز)

کنار گاری از راست:مهدی اکبرآبادی(دانشجو)-مهدی ظهرابی(طلبه)

تو گاری از راست: منصور رضایی(طلبه) و مسلم سهرابی(دانشجو)

........................................................................................................................

منبع:هادی گراف

[ شنبه یکم بهمن 1390 ] [ 16:57 ] [ مهدی اکبرآبادی ] [ ]
قابل توجه امام جمعه فرماندار  روحانیان و افرادی که به نام دین احترام کسب کرده اند و نان می خورند:


خطبه منای امام حسین علیه السلام با ترجمه حسن رحیم پور 
خطبه منا؛ منشور عدالتخواهی/فریادهای سیدالشهدا بر سر نخبگان خائن  (ويژه)   

فریادهای سیدالشهدا بر سر نخبگان خائن شما به نام دين از شما حساب مي برند و و احترام مي گذلرند و شما را بر خودشان ترجيح مي دهند. در حالي که هيچ فضيلتي بر آنها نداريد. و هيچ خدمتي به اين مردم نکرده ايد. و مردم مجاني براي شما احترام قائل اند. و شفاعت شما را مي پذيرند. شما به نام دين است که اعتبار و نفوذ کلمه داريد. در خيابان ها مثل شاهان نام مي بريد. و با هيبت و کبکبه رفتار مي کنيد. به راستي چگونه به اين احترام و اعتبار اجتماعي رسيده ايد. فقط به اين علت که مردم از شما توقع دارند که به حق خدا قيام کنيد. اما شما در اغلب موارد از انجام وظيفه و احقاق حق الهي کوتاهي کرده ايد و حق رهبران الهي را کوچک شمرده ايد.
  

 متن کامل در ادامه مطلب:

ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و نهم دی 1390 ] [ 1:22 ] [ مهدی اکبرآبادی ] [ ]
هشدار! نزدیک به انتخاباتیم. مواظب باشیم. این نکته فراموشتان نشود:

ساده زیستی در زندگی شخصی فضیلت اخلاقی است، ولی در عرصه‌ی سیاسی، ضرورت اساسی 

است.

(مردم بايد كسانى را انتخاب كنند كه به كانونهاى ثروت و قدرت متصل نباشند كسانى باشند كه واقعاً 

مردم اينها را بخواهند بر طبق وجدانشان بر طبق دينشان بر طبق وظائف انقلابى‌شان عمل كنند. 

مقام معظم رهبری 20/07/  1390درجمع مردم کرمانشاه)
[ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 ] [ 0:31 ] [ مهدی اکبرآبادی ] [ ]
[ یکشنبه بیست و پنجم دی 1390 ] [ 0:25 ] [ مهدی اکبرآبادی ] [ ]
[ یکشنبه بیست و پنجم دی 1390 ] [ 0:22 ] [ مهدی اکبرآبادی ] [ ]

من سخنرانی این جلسات را دیده ام و قصد ساختن جزوه این را داشتم که اکنون به همت دیگران آماده شده است این جزوه و سخنرانی بسیاری از حقایق و مظلومیت های انقلاب و دسیسه های کارشناسانه و لحظه ای دشمنان را برملا می کند شما با خواندن این جزوه به یک دید جدید از انقلاب و نحوه ی برنامه ریزی دشمنان برای ضربه زدن به این نظام را درک می کنید.حتما مطالعه کنید و در صورت امکان تکثیر و توزیع بکنید.ضمنا دی وی دی های این سخنرانی از طرف موسسه آرمان مشهد مقدس آماده شده است اگر تمایل داشتید من هم می توانم برایتان آماده بکنم.

دانلود کنید

[ یکشنبه بیست و پنجم دی 1390 ] [ 0:12 ] [ مهدی اکبرآبادی ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

جنگ ما: جنگ عقیده هاست مرکز اصلیشم تو حوزه هاست تیر و ترکشاش نصیب ماهاست حور و پریاش مال شهداست
امکانات وب

امارگیر حرفه ای سایت

عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما AmmarName.ir
بک لينک